گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
92
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
همان كس كه خود بنمايندگى پادشاه آمده بود ايشان را از خيال تسليم كردن اسلحه بازدارد و بدين ترتيب يونانيها اميدوار شوند ، ولى بر خلاف انتظار او فالينوس متقابلا كارى مزورانه كرده گفت : به نظر من اگر در جنگ با شاه يك در دههزار هم اميد نجات داريد رأى من آنست كه اسلحهء خويش را از دست ندهيد . اما اگر بدون خواست پادشاه انتظار نجات نداريد معتقدم كه بهر شيوهء مقدور متوسل شده خود را از خطر برهانيد . در جواب اين اظهار كلارخوس گفت اين كلام تو است ولى وقتى كه آن را به شاه پاسخ ببرند بايد بيفزايند كه اگر هم بنا باشد راه دوستى پادشاه را پيشه سازيم با در دست داشتن سلاح ياران مفيدترى خواهيم بود تا وقتى كه آن را به ديگرى تسليم كنيم كه چنين هم نخواهيم كرد و اگر نيز بر آن سر باشيم كه با او جنگ و ستيز كنيم با وجود اسلحه بهتر مىتوانيم از عهدهء اين مهم برآئيم و به فالينوس نيز ابلاغ كنيم كه اگر در همانجا كه هستيد بمانيد صحبت جنگ به ميان نخواهد آمد ولى هرگاه جلوتر بيائيد و يا بازگرديد به اين معنى است كه سر جنگ داريد . ازينرو زود اعلام كنيد آيا بىحركت خواهيد ماند يعنى علامت ترك مخاصمه است و يا آنكه از جانب شما خبر ببرم كه طالب جنگ هستيد ؟ كلارخوس جواب داد راجع به اين مطلب هم به عرض برسان نظر ما عين فرمايش خود اوست . فالينوس گفت منظور چيست ؟ كلارخوس پاسخ داد اگر حركت نكنيم ترك مخاصمه است و هرگاه پيش بتازيم و يا از اين - جا بازگرديم يعنى سر جنگ داريم . فالينوس پرسيد پس خلاصه كلام چه بايد عرض كنم آيا عزم صلح داريد يا خيال جنگ ؟ كلارخوس جواب خود را تكرار كرد ، صلح اگر جنبشى نكنيم جنگ هرگاه پيشروى يا مراجعت